ایرج افشار - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:00
بعضی ها در زندگیشان به تنهایی به اندازه صدها نفر کار کرده اند. ایرج افشار یکی از آنهاست. بسیاری از مقالهها و کتابهای به دردبخوری که باعث شناسایی و حفظ فرهنگ ایران شدهاند به کوشش او جمع آوری یا نوشت
خاطرات یک نوجوان خجالتی - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:34
سالهای کودکی و نوجوانیxa0خجالتی و درونگرا بودم. البته این دو هم معنی نیستند. خیلی ها فکر می کنند خجالتی ها درونگرا، و درونگراها خجالتیاند درحالیکه لزوماًxa0اینطور نیست. اما من هر دو بودم. خجالتی بودن سخ
اولین ها - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:01
چند وقت پیش روز جهانی قهوه بود. یکی از این استوری های اینستاگرام پرسیده بود «بار اولی که قهوه خوردین یادتون میاد؟» من بهش فکر کردم و یادم نیامد. بعد فکر کردم به اینکه چرا یادم نیست؟ یا چرا برایم مهم ن
گفتن یا نگفتن 2 - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:01
این مطلب را یادتان هست که نظرتان را پرسیدم؟ خوب من بالاخره تصمیمم را گرفتم و گفتن را انتخاب کردم. خواستم شما را هم از نتیجه مطلع کنم. دست آخر بعد از فکر و مشورت، آن پند «هرچه بر خود نمی پسندی بر دیگرا
خاطرات وبلاگستان - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:01
دیشب بعد از مدت ها یاد وبلاگ هایی کردم که خیلی سال پیش می خواندمشان و همین طور وبلاگ های سابق خودم. خیلی عجیب است که انسان در برابر گذشته اش قرار بگیرد. یک زمانی به ما می گفتند آن دنیا که رفتید اعمالت
چندهمسری - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:01
این روزها بحث چند همسری داغ شده. خیلی ها عصبانیند و خیلی ها هم انگار اصرار دارند عصبانی ها را عصبانی تر کنند. کوچک زاده نماینده سابق مجلس که خدا می داند چرا همچین کسی باید نماینده مردم باشد عکس برخی ا
اخبار - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:01
عیدها می رفتیم شهرستان خانه بابابزرگ مامان بزرگ. همه فامیل هم جمع می شدند آنجا. بازار برنامه های نوروزی هم داغ بود و خیلی وقت ها دسته جمعی می نشستیم به سریال دیدن. بعد بابابزرگ ساعت اخبار, که می شد بی
زخم پشت زخم - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:01
اول اینکه دسترسیم به بیان از اینترنت وای فای از دیروز قطع شده. دوم، الان فهمیدم احکام بدوی محیط زیستی ها صادر شده. لعنت بهتون که انقدر ترسویید و گذاشتید الان که شبکه های اجتماعی قطعه تا کسی بهتون اعتراض نکنه. سوم، این زخم ها هیچوقت خوب نمیشه.xa0
اسمش این نیست، تئاتر - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:01
xa0 این تئاتر, یک دوست است که به سختی توانسته تئاتر,ش را روی صحنه ببرد اما از شانس خورده به ماجراهای اخیر و هیچ وسیله ای برای تبلیغ در اختیار ندارد. امیدوارم کمک کنید تا این تئاتر, که زحمت چند جوان است دی
لعنت - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:01
دیشب با چند دوست دورهم جمع بودیم. روی موبایل یکی از بچه ها یک پروکسی برای آیفون آمد، از یک دوست. فقط یکنفر در جمع آیفون داشت. پروکسی را زد و بعد همه یکی یکی به عزیزانشان تصویری زنگ زدند. یکی به خواهرش
از قانون هایی که باید بگذارند - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:01
یک قانون,ی باید بگذراند برای همه نماینده ها، دولتیها، وکلا، وزرا، حضرات، و همه این دوستانی که نفسشان از جای گرم بلند می شود و جیبشان به پول نفت و مالیات ما وصل است. این دوستان باید ملزم شوند به رفت و
درمان - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:01
در حالیکه کف دستم رو فشار می دم به پیشونیم بهش می گم: سرم خیلی درد می کنه. xa0میاد، سرم رو می گیره تو دستاش، پیشونیمو می بوسه. می گه: بهت گفته بودم چون سیدم، اگه سرت رو ببوسم دردش ساکت می شه؟ بعد تو چ
رابطه - تاریخ: 1398/3/2 ساعت: 10:08
آدم ها زندگی ها را با عشق آغاز می کنند و اغلب به امید تغییر دیگریند، غافل از اینکه نه عشق برای ایجاد و تداوم رابطه کافی است و نه می توان به تغییر هیچ کس غیر از «خود» امید بست.
تبعیض ذاتی - تاریخ: 1398/3/2 ساعت: 10:08
تبعیض می تواند خیلی خیلی آب زیر کاه باشد. یعنی ممکن است فکر کنیم که اصلا تبعیضی در کار نیست یا انقدر با آن تبعیض زندگی کرده باشیم که باورمان شده باشد زندگی اصلا همین شکلی است و شکل دیگری وجود ندارد
98: سال تلنگر محیط زیستی - تاریخ: 1398/2/5 ساعت: 7:54
سال نو مبارک. این مدت بیشتر از هر کاری خبرهای سیل را مرور می کردم. در مسافرت هم همین وضعیت بود و البته مجبور شدم دیرتر برگردم چون بعضی راه ها بسته بودند. امیدوارم همه دست به دست هم دهیم شرایط را آ
تغییر - تاریخ: 1397/12/19 ساعت: 5:40
چی شد که ما از فرهنگ اسراف نکردن و «یه دونه برنج تو بشقابت نباشه» رسیدیم به سفارش دادن غذای زیاد توی رستورانxa0 و نبردن باقی مونده غذامون که می دونیم دور ریخته می شه؟
یوگا - تاریخ: 1397/12/19 ساعت: 5:40
من هیچوقت اهل ورزش نبودم. بچه ساکت و خجالتی بودم که خیلی جنب و جوش نداشت. بیشتر وقت ها یک جا پنهان می شدم و کتاب می خواندم. ورزش برایم مثل یک وظیفه یا مسئولیت جدی بود که علاقه ای به آن نداشتم به خصوص
دورهمی به وطن برگشته ها - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 3:36
امشب رفتم به یک دورهمی در کافه ای در تهران برای کسانی که از ایران مهاجرت کرده بودند و بعد دوباره برگشته بودند. البته من شامل این دسته نمی شدم. ماجرا این بود که این رویداد را در تلگرام دیدم و برای یک
دکتریِِ خاله خرسه - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 3:20
من از دکتر فراریم. دقیقا نمی دونم از کی اینطور شدم ولی به مرور زمان انقدر اعتمادم به دکترها کم شد و برخوردهای بد از سیستم درمانی دیدم که خیلی سخت می رم دکتر. البته عادت بدیه چون به نظرم بهتره به جای
سلام - تاریخ: 1397/9/13 ساعت: 13:00
مدت زیادیه که اینورا نیومدم. بارها شد که اومدم چیزی بنویسم و جلوی خودم روگرفتم. نخواستم بیام از وضع موجود و ناراحتی ها و قیمت دلار ناله کنم. به نظرم غر زدن یا گلایه کردن دردی از ما دوا نمی کنه. فکر ک

برچسب‌های مرتبط

بلوک های سیمانی | بلوک های سیمانی طرح دار | بلوک های سیمانی سبک | بلوک های سیمانی لیکا | بلوک های سیمانی رنگی | قالب بلوک های سیمانی | انواع بلوک های سیمانی | ابعاد بلوک های سیمانی | اندازه بلوک های سیمانی | انواع بلوک های سیمانی جدید