خودمان

متن مرتبط با «خانه» در سایت خودمان نوشته شده است

خانه ای که فروریخت

  • نیلوبلاگ

    مکان ها پر از احساسند و خاطره. مکان ها می توانند حال شما را خوب یا بد کنند. شما را یاد آدم ها بیندازند. خوشحالتان کنند یا ناراحت یا عصبانی یا حتا مشمئز.یک پارک می تواند شما را ببرد به 10 سال پیش وقتی با کسی درش قدم می زده اید. البته موسیقی و عطر هم می توانند همین کار را با آدم بکنند. زندگی پدیده غریبی است مثل پازل در حال چینش است که قطعه ها در طی سال ها کنار هم قرار می گیرند و تصویری برای شما می سازند. تصویر خودتان را.خانه ای بود که چندین سال با بعضی آدم ها درش زندگی کردم. چندی پیش، سال ها بعد از آنکه از آن خانه رفته بودم، خانه نشست کرد و دیوارش ترک بزرگی برداشت و صاحبان خانه مجبور شدند تخلیه اش کنند و بروند در یک برج مدرن زندگی کنند. آن خانه برای من نمادی بود از سنت های پوچ، از محدودیت ه...

    ادامه مطلب
  • همه خانه های پدربزرگ

  • نیلوبلاگ

    این تصویر در مشهد گرفته شده است. در سال 1335. ولی من را یاد خانه پدر بزرگم در کودکی می اندازد، حوالی دهه شصت، در اصفهان. می توانم حدس بزنم دری که پشت سر خانم های در تصویر دیده می شود چوبی و آبی بسیار کم رنگ است. در اتاق پشتی یک تاقچه دیده می شود که مطمئنم از رنگ های شاد درش استفاده شده. زیرانداز مادربزرگ تصویر مرا یاد پتوهایی که به صورت دولا دورتادور خانه قدیمی پدر بزرگ قرار داشت می اندازد با بالش ها و پشتی ها.اما مادربزرگ من بیشتر شبیه آن خانمی بود که در تصویر دارد سوپ می خورد یا حداقل من او را این شکلی به یاد می آورم. ...

    ادامه مطلب